قهرمان ميرزا عين السلطنه
5938
روزنامه خاطرات عين السلطنه ( فارسى )
ادموندس داخل مذاكره شده بلكه كارش را با دولت اصلاح كند . نامهء عماد السلطنه آقاى عماد السلطنه مرقوم داشته بودند محتشم السلطنه و بعضى مثل او را مرخص كردند ، جمعى از محبوسين را مجيديه ( باغ و عمارت ييلاقى عين الدوله ) بردند . طهران خانهها را براى اسلحه تفتيش نمودند . از خانهء آقا هم پنج قبضه سيستم قديم گرفتند . آقا خيلى براى تفنگهاى خودش به من سوزوگداز كرده بود . جواب نوشتم غصه نخوريد ، مكنز و ورندل دانهاى چهار تومان است . حقيقتا من اينجا پس از آنكه تفنگهاى خود را از ژاندارمرى گرفتم پنج تا مكنز و ورندل راضى شدم بدهم يك هفتتير بگيرم اسلحه فروش نداد . چندى ديگر اين پنج تيرهاى گلوله فلزى هم متروك مىشود . بيست و پنج تيرهاى اتوماتيك به ميدان خواهد آمد . خط سردار سپه كاپيتان په كوك بغداد مىرود . گفتند اسلحه مىآورد . اينجا ديگر نداشتند بدهند . اسمعيل خان قزاقخانه رفت ، در ادارهء محاسبات مشغول كار است . روزى يك ساعت هم قونسلگرى مىرود ، گويا از قونسلگرى بيشتر مواجب بدهند چون كارش زيادتر است . مىگفت نه نويسنده دارند نه محاسب ، همه بىسواد . فقط همان شعاع اللّه خان حساب را خوب مىداند . اسمعيل گفت يك خطى از سردار سپه ديدم سه سطر . همان سطر اول را كه قرائت نمودم سه غلط داشت . مأمور را با عين ، ملازم را با ذال و ابلاغ را با قاف نوشته بود . خرابى بلوك قزوين در باب الموت و توقف خودم در اينجا شرحى با حضرت اقدس و الا مذاكره شده . حضرت و الا متصل پول مىخواهند . درحالىكه با اين مخارج من در شهر و مخارج آدمها در الموت چندان چيزى باقى نمىماند كه من با هرپست روانه دارم . اسم ده الموت زياد است اما منافع ندارد . خرج زياد دارد . امسال هم سيل و عدم كشت و زرع خرابتر كرده است . تلگرافاتى در باب خرابى دهات و قنوات و زراعت از اينجا به طهران مخابره شده است . سه بلوك معتبر حاصلخيز قزوين بشارپات « 1 » ، دشتابى ، زهرا مىگويند
--> ( 1 ) - بشاريمات - يكى از بلوكات قزوين در سر راه تهران ، منطقهء حاصلخيزى است . قريهء مشهور آن